اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
172
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
كنند و خانههاى خود را كه از دو طبقه بلندتر باشد ، از گل سازند . سقف آنها طاقى و گنبدى است . در داخل و جوف ابنيه ، چوب يا آهن يا چيز ديگر كه موجب اتصال و استحكام بنا شود ، به كار برند . از براى ديوارهاى ضخيم خارجى ، پرچينهايى از گل به صورت مكعب به روى هم مىگذارند ، و ديوار را بالا مىبرند . از براى ديوارهاى داخلى در سقف آجر پخته صرف كنند . در بعضى خانهها ، قير را با خاك ساخته و پيش از كار ، بيرون گذارند تا قدرى بخشكد ، و با همان گل به هم متصل كنند . بعضى اوقات در ميان چند صفى كه از آن چيدهاند ، يك صف نيز خشت بچينند . اين خشت هم از آن خاك باشد . مخصوصا در خاك دقت كنند كه خاكى خالص باشد كه به هم بچسبد و بعد از خشكيدن از هم نپاشد . بعضى اوقات اين ديوار را با اهتمام ، از خشت بالا برند . اين قسم ديوار ممكن باشد كه مخارجش بيشتر شود ، امّا در هر صورت از خارج و داخل ، اندودش كنند . در ابنيهء عمومى مانند مساجد و غيره و در عمارات پادشاهى و ابنيهء عاليه ، عموما از آجر پخته و سنگ ، تراشكارى كنند . منارهها و گنبد مساجد ، و در بعضى عمارات و ابنيهء عمومى را كاشى نمايند و به سنگهاى مختلف منقش سازند كه باعث خوشگلى و صيانت آنها از تصرف هوا مىشود . « صنعت نقاشى » هنوز در ايران در مهد طفوليت است . ايرانيان هيچ ترقى در اين صنعت نكردهاند . سبب اين است كه در مذهب اسلام ، نقش صورت انسانى مجاز نيست . يا اينكه در طبايع ايرانيان هنوز ميلى به طرف اين صنعت نشده است . على ايحال به صحّت و درستى مىتوانيم بگوييم كه در ايران نقاش [ خوبى ] نيست ، مگر اينكه آنانى را كه چند فلوس گرفته و در روى كاغذ گلى و جانورى و صورت انسانى نقش مىكنند و يا صورتهاى هرزه مىكشند و يا ديوارى و اسبابى را رنگ مىنمايند ، و يا سفال و كاشى و ظرفى را مصوّر مىكنند ، در شمار نقاشان محسوب داريم . پردههاى بزرگ كه در عمارات پادشاهى اصفهان و جاى ديگر ديده مىشود ، از صنعت اروپاييان است . اگر چه از كارهاى بسيار بد اهل فرنگستان است ، باز من گمان نمىكنم كه در تمامى ايران كسى هست كه بتواند نظير آنها را به قلم درآورد . عموما [ شيوهء ] كار ايرانيان از نقاشى ، بيشتر [ همان سبك ] كار چينيان است . تصويرهاى آنها مستقيم و نادرست . ابدا علم دورنماسازى ندارند . صورت سايهدار ، بلد نباشند . صورتهايى را كه مىكشند ، غير متناسب است ، و درختها بىقاعده و برگها بىمناسبت با اشجارست . مع هذا بعضى صورتهاى خيالى از گلها و مرغها را خيلى خوشگل و زيبا مىسازند .